تجارت نفت و گاز پس از جنگ با ایران دیگر هرگز مثل قبل نخواهد شد

ترجمه این مقاله صرفاً به منظور اطلاع‌رسانی انجام شده و تمامی حقوق مادی و معنوی این اثر متعلق به “نیوزویک” است. رانیامدیا تنها نقش مترجم را ایفا کرده و بازنشر این ترجمه به هیچ وجه به معنای تأیید یا پذیرش محتوای آن نیست، لذا این وب‌سایت هیچ‌گونه مسئولیت حقوقی، سیاسی یا ژورنالیستی در قبال محتوای این گزارش و پیامدهای ناشی از استفاده از آن نمی‌پذیرد.

با تداوم ناامنی در تنگه هرمز، تأثیر جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران احتمالاً نظم بین‌المللی انرژی را برای همیشه تغییر خواهد داد. حتی اگر صلح فردا ظهور کند – و افراد کمی انتظار دارند چنین شود، به ویژه با توجه به تبادل آتش اخیر – آسیب به زیرساخت‌های نفت و گاز، اختلال در زنجیره تأمین، و نگرانی باقیمانده نسبت به آسیب‌پذیری یکی از مهم‌ترین نقاط تنگنا کشتیرانی در جهان، تجدید نظرهای اساسی را در مورد یکی از ارکان اقتصاد جهانی تحمیل کرده است.

و در حالی که قیمت‌های بالاتر بنزین امروزه یکی از قابل مشاهده‌ترین پیامدها هستند، این ممکن است تنها آغاز دگرگونی‌هایی با حوزۀ تأثیر حتی بسیار گسترده‌تر باشد.

«درک این نکته مهم است که جنگ یک نقطه عطف بزرگ است و حتی اگر خصومت‌ها پایان یابد، عدم قطعیت دریایی و سطوح بالای ریسک حاکم خواهد بود،» کریستین بوگر، متخصص امنیت دریایی و استاد دانشگاه کپنهاگ، به نیوزویک گفت.

بوگر گفت: «در نهایت، این بحران، مجموعه‌ای از مگاترندها را که مدتی است شاهد آن بوده‌ایم و نظم دریایی را مختل می‌کنند، تشدید می‌کند.» «این موارد شامل زوال هژمونی دریایی ایالات متحده، جنگ نامتقارن و بازدارندگی از طریق تکثیر سامانه‌های تسلیحاتی کم‌هزینه که امکان اعمال کنترل بر آبراه‌های راهبردی را فراهم می‌کند، جنگ‌افزاری کردن زیرساخت‌های حیاتی دریایی، رشد تاکتیک‌های منطقه خاکستری و تفرقۀ ژئوپلیتیکی است.»

او در نهایت استدلال کرد: «وضعیت عادی جدید شبیه وضعیت عادی قدیم نخواهد بود.»

هزینه‌های جنگ

گزارشی تازه از انجمن خودروسازان آمریکا (AAA) نشان داده است که قیمت بنزین از آغاز خصومت‌های مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران در اواخر فوریه حدود ۵۰ درصد افزایش یافته است. این بدان معناست که هزینۀ سراسری کشور تا روز سه‌شنبه به طور میانگین به ۴.۴۸ دلار رسیده است.

محرک اصلی این افزایش، افزایش قیمت هر بشکه نفت خام بوده است که تجارت آن به شدت توسط مناقشه مختل شده است. ایران که در امتداد تنگه هرمز – جایی که تقریباً یک‌پنجم نفت خام جهان از آن عبور می‌کند – قرار دارد، به دنبال بهره‌برداری از موقعیت راهبردی خود برای محدود کردن کشتیرانی دریایی به عنوان ابزاری برای تلافی بوده و همزمان به کشورهای همسایه در شبه‌جزیرۀ عربستان که میزبان پایگاه‌های نظامی آمریکا هستند و به عنوان صادرکنندگان کلیدی انرژی عمل می‌کنند، حمله کرده است.

ایالات متحده با برقراری عملاً یک محاصرۀ متقابل در خارج از تنگه هرمز پاسخ داده است و از ترانزیت کشورهایی که در بنادر ایران پهلو می‌گیرند یا عوارض تعیین‌شدۀ ایران را برای دسترسی به خلیج‌فارس می‌پردازند، جلوگیری می‌کند. ترامپ روز دوشنبه یک گام فراتر نهاد و عملیات نظامی برای اسکورت کشتی‌ها از طریق این نقطۀ بحرانی ناپایدار را اعلام کرد، اگرچه این تلاش روز چهارشنبه به استناد «پیشرفت بزرگ» در مذاکرات با تهران لغو شد.

با این حال، حملات آمریکا و ایران همچنان به آتش‌بسی که یک ماه پیش توسط کاخ سفید اعلام شد، آزمون می‌گذارند و روز پنجشنبه هر دو طرف تبادل آتش تازه‌ای داشتند. آخرین حوادث اندکی برای کاهش حس عدم اطمینانی که باعث تداوم کاهش عظیم از پیش رخ داده در تجارت جهانی نفت شده است، انجام داده‌اند؛ حوزۀ تأثیری که احتمالاً برای سال‌ها احساس خواهد شد.

«ما در مورد اختلالی موقت صحبت نمی‌کنیم، بلکه در مورد خارج کردن بیش از ششصد میلیون بشکه انرژی از سیستم جهانی صحبت می‌کنیم و تقریباً مطمئناً بیش از یک میلیارد بشکه قبل از پایان این وضعیت از دست خواهد رفت،» برت اریکسون، کارشناس ژئوپلیتیک و مدیر ارشد مشاوران ریسک آبسیدین، به نیوزویک گفت. «شما به سادگی نمی‌توانید آن را جایگزین کنید.»

«حمله مستقیم به زیرساخت‌های انرژی در سراسر خلیج فارس را به این موارد اضافه کنید، و شما به آسیبی نگاه می‌کنید که سال‌ها طول می‌کشد به طور کامل برطرف شود، نه هفته‌ها،» اریکسون گفت. «این گونه است که شما افزایش دائمی در بازارهای انرژی به دست می‌آورید. قیمت‌ها بعد از این «برنمی‌گردند که پایین بیایند»؛ آنها در کف بالاتری تثبیت می‌شوند زیرا خود سیستم اساساً از بیخ و بن برکنده شده است.»

خطرات درگیر کردن تنش‌های ژئوپلیتیکی با نقاط تنگنا حیاتی بین‌المللی پیش از این نیز خود را نشان داده بود. در اواخر سال ۲۰۲۳، اندکی پس از آنکه گروه شبه‌نظامی فلسطینی حماس حملۀ غافلگیرانه‌ای علیه اسرائیل انجام داد که خاورمیانه را به دوره‌ای از مناقشه و آشوب که هنوز هم ادامه دارد، فرو برد، انصارالله یمن – که با نام حوثی‌ها نیز شناخته می‌شود – کارزاری از حملات علیه کشتی‌های عبوری از دریای سرخ به راه انداخت.

نتیجه، کاهش تخمینی ۶۶ درصدی ترافیک از طریق کانال سوئز بود که کشتی‌ها را مجبور کرد در اطراف آفریقا تغییر مسیر دهند و هزینه‌های کشتیرانی جهانی را به طور قابل توجهی افزایش داد. علیرغم آتش‌بس امضا شده با ایالات متحده در ماه می گذشته، این گروه عملیات خود علیه کشتی‌های تجاری را تنها با امضای صلح غزه با میانجی‌گری آمریکا که به دلیل بحران ایران به حاشیه رانده شده است، متوقف کرد.

با قرار گرفتن تنگه هرمز در خط آتش و چشم‌انداز قریب‌الوقوع ورود مجدد انصارالله به مناقشه، تاکتیک جنگ‌افزاری کردن آبراه‌های حیاتی احتمالاً برای مناقشات آینده در خاورمیانه و فراتر از آن جذابیت پیدا خواهد کرد.

«آنچه این مناقشه به طرز غیرقابل انکاری روشن کرده این است که تجارت جهانی چقدر در برابر تعداد انگشت‌شماری از نقاط تنگنای دریایی آسیب‌پذیر است. برای مختل کردن آنها به یک جنگ دریایی در مقیاس بزرگ نیاز نیست، و قابلیت‌های جنگ مدرن اکنون این کار را آسان‌تر از همیشه کرده است،» اریکسون گفت. «هنگامی که آن ریسک قیمت‌گذاری شود، تأثیر فوری و ماندگار است.»

«حق بیمۀ بیمه افزایش می‌یابد، کشتی‌ها تغییر مسیر می‌دهند، زمان ترانزیت طولانی‌تر می‌شود، و هزینه‌های عملیاتی در همه جا افزایش می‌یابد،» او افزود. «این هزینه‌ها در صنعت کشتیرانی باقی نمی‌مانند، آنها از طریق زنجیره‌های تأمین حرکت می‌کنند و مستقیماً بر دوش شرکت‌ها و در نهایت مصرف‌کننده فرود می‌آیند.»

تلاش‌های تنوع‌بخشی

کارن یانگ، اقتصاددان سیاسی که به عنوان پژوهشگر ارشد مرکز سیاست جهانی انرژی در مدرسۀ مطالعات بین‌الملل و عمومی دانشگاه کلمبیا فعالیت می‌کند، گفت که بحران کنونی نشان‌دهندۀ «بزرگترین شوک عرضۀ نفت است که اقتصاد جهانی ما تجربه کرده است و اثرات بلندمدتی خواهد داشت.»

یانگ به نیوزویک گفت: «اول، در این که کشورها چگونه به تنوع‌بخشیدن به عرضه نفت، گاز و زنجیره‌های تأمین برای انرژی تجدیدپذیر فکر می‌کنند. تلاش‌هایی برای افزونگی (ایجاد ظرفیت مازاد)، ذخیره‌سازی و استفاده بیشتر از آنچه از منابع طبیعی در داخل وجود دارد، صورت خواهد گرفت.» «این از نظر تلاش‌های کربن‌زدایی می‌تواند هم مثبت و هم منفی باشد، اما از همه مهم‌تر، احتمالاً قیمت انرژی را برای اکثر مردم افزایش خواهد داد.»

«در میان‌مدت، ما شاهد محدودیتی در تجارت و ترافیک از طریق خلیج فارس هستیم و این حداقل برای یک سال آینده، اگر جریان‌ها نسبتاً به زودی، تا پایان تابستان، بازگردند، بر نفت، گاز طبیعی و محصولات تصفیه‌شده مانند دیزل، نفتا و سوخت جت، انواع محصولات پتروشیمی و کودها در سراسر اقتصاد جهانی تأثیر خواهد داشت،» یانگ گفت. «ما در معرض یک شوک اقتصادی بسیار فراگیرتر به شکل فشار تورمی و قیمت‌های بالای نفت و محصولات تصفیه‌شده هستیم که می‌تواند منجر به رکود شود.»

در میان اقداماتی که کشورهای منطقه برای کاهش اثرات بحران تنگه هرمز انجام داده‌اند، تمرکز بر مسیرهای جایگزین بوده است.

«بای‌پس‌های اولیه و اثبات‌شده همچنان خط لاین شرق-غرب عربستان سعودی (ابقیق–ینبع، دریای سرخ) با ظرفیت عملیاتی کامل ۷ میلیون بشکه در روز و خط لاین حبشان–فجیرۀ امارات متحده عربی با ۱.۵ تا ۱.۸ میلیون بشکه در روز باقی می‌مانند،» حشام الغنام، مدیر مرکز تحقیقات امنیتی و رئیس بخش امنیت ملی در دانشگاه نایف عربی برای علوم امنیتی، به نیوزویک گفت. «این دو مسیر با هم، در طول تعطیلی اخیر هرمز، سهم قابل توجهی از نفت خام کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس را تغییر مسیر داده‌اند، به باور من حدود ۴۰ درصد از حجم صادراتی پیش از بحران عربستان و امارات بدون نیاز به ساخت جدید.»

«امکان‌سنجی در کوتاه‌مدت تا میان‌مدت قوی است، توسعۀ ظرفیت‌ها از زیرساخت‌های موجود بهره می‌برد و هزینه‌های سرمایه‌ای را بسیار پایین‌تر از پروژه‌های بکر (گرین‌فیلد) نگه می‌دارد، در حالی که لجستیک با ارتقاء بندرگاه که از پیش در ینبع و فجیره در حال انجام است، بالغ می‌باشد،» او گفت. «از نظر راهبردی، آنها مواجهۀ دریایی در خلیج فارس را کاهش می‌دهند اما ریسکی را به بخش‌های زمینی منتقل می‌کنند (آسیب‌پذیر در برابر پهپاد) و مسیرهای طولانی‌تر دریای سرخ/اقیانوس هند را.» او این را «در مجموع، یک پیروزی آشکار و خالص برای تاب‌آوری کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس» خواند، اگرچه اذعان کرد «آنها هنوز بدون سرمایه‌گذاری هدفمند بیشتر نمی‌توانند ۱۰۰ درصد تولید منطقه را پوشش دهند.»

بازکشی نقشه

با این حال، مناقشه فشار شدیدی نیز بر وحدت شورای همکاری خلیج‌فارس وارد کرده است، به طوری که بلوک شش کشور عضو برای اولین بار از زمان حمله عراق به کویت که باعث جنگ اول خلیج‌فارس در اوایل دهه ۱۹۹۰ شد، مورد حملۀ مستقیم قرار گرفته است.

پیامدهای مناقشۀ کنونی حتی مخرب‌تر است، به طوری که هر کشور – بحرین، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی – هدف موشک‌ها و پهپادهای ایران قرار گرفته است.

در حالی که نادر آیتیم، کارشناس ژئوپلیتیک و سردبیر منطقۀ خلیج‌فارس در آرگوس مدیا، از عربستان سعودی و امارات متحده عربی به عنوان «طلا استاندارد در زمینۀ برنامه‌ریزی برای شرایط اضطراری» یاد کرد، با توجه به سرمایه‌گذاری‌های پیش از جنگ آنها در خطوط لوله که مقداری ظرفیت جایگزین برای صادرات نفت و گاز فراهم می‌کند، او استدلال کرد که همتایانشان در موقعیتی کمتر خوش‌شانس باقی مانده‌اند «و در نتیجه شاهد فروپاشی تقریباً کامل صادرات خود بوده‌اند.»

آیتیم به نیوزویک گفت حتی ریاض و ابوظبی «این سؤال را خواهند پرسید که آیا گزینه‌های جایگزین فعلی کافی هستند یا خیر» و این امر منجر به تأمین مالی گزینه‌های دیگر می‌شود که هزینه‌بر، از نظر لجستیکی فشرده، و با این حال بالقوه ضروری هستند، از جمله تقویت ظرفیت ذخیره‌سازی در خارج از منطقه و نزدیک‌تر به مقاصد وارداتی، مانند مقاصد وارداتی در آسیا-اقیانوسیه.

درهم شکستن این تصویر از منطقه به عنوان جزیره‌ای از ثبات نسبی، حتی در میان تلاطم در سایر نقاط خاورمیانه، ممکن است باعث تغییر سرمایه‌گذاری جهانی نفت و گاز به سایر نقاط جهان شود.

آیتیم گفت: «ما می‌توانیم شاهد تغییری در سرمایه‌گذاری به سمت حوزه‌های قضایی به اصطلاح امن‌تر در غرب، در آسیا-اقیانوسیه، در آمریکای جنوبی باشیم، به ویژه در کوتاه‌مدت و میان‌مدت، در حالی که خلیج‌فارس تلاش می‌کند حق بیمه‌های ریسک بالاتری را که به طور حتم برای پروژه‌های بالادستی منطقه خواهد آمد، از خود دور کند.» «نوسانات همیشه سرمایه‌گذاری در نفت و گاز با چرخۀ طولانی را در سطح جهانی دلسرد می‌کند.»

اما با پیدایش جنگ، در میان پیمان شش کشور واگرایی ایجاد شده است.

آیتیم گفت: «به نظر می‌رسد این جنگ بازکشی خطوط در منطقۀ خلیج‌فارس را که بسیاری معتقد بودند در راه است، تسریع کرده است.»

امارات متحده عربی که به عنوان هدف اصلی حملات ایران ظاهر شده است، به شدت با وضعیت موجود مخالفت کرده است. این کشور فراتر از محکومیت لفظی جمهوری اسلامی رفته و با اعلام خروج از سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک‌پلاس) که توسعۀ یافته، برای برانداختن رژیم دیرپای ژئوپلیتیک نفتی اقدام کرده است.

این حرکت می‌تواند شکاف‌های از پیش موجود با عربستان سعودی، قدرتمندترین کشور هم در شورای همکاری خلیج‌فارس و هم در اوپک‌پلاس، که پیش از مناقشه وجود داشتند را تشدید کند. در حالی که هر دو کشور تلاش کرده‌اند هرگونه تصور از تفرقه را کم‌اهمیت جلوه دهند، ابوظبی به عنوان یک رقیب کلیدی ظاهر شده است و اتصال خود به آرایه‌ای متنوع از بازارهای جهانی را افزایش داده، قدرت ژئوپلیتیکی را تقویت کرده و قابلیت‌های نظامی خود را مدرنیزه کرده است.

امارات متحده عربی همچنین با اتهامات کمک به شبه‌نظامیان در لیبی، سودان و یمن مواجه بوده است، جایی که دولت تحت حمایت عربستان امسال بر یک اقدام قدرت‌طلبانه از سوی جدایی‌طلبان جنوبی که مورد حمایت امارات بودند، شدیداً برخورد کرد. روابط این کشور با اسرائیل که تحت پیمان‌های ابراهیم با حمایت ترامپ در سال ۲۰۲۰ برقرار شد، با تردید از سوی مخالفان منطقه‌ای نیز مواجه است.

عربستان سعودی، علیرغم برخی گزارش‌ها مبنی بر ادعای فشار محمد بن سلمان، ولیعهد، بر ترامپ برای تشدید اقدام علیه ایران در مراحل اولیه مناقشه، لحنی دیپلماتیک اتخاذ کرده و خواستار کاهش تنش شده است. آیتیم گفت کویت، قطر و تا حدودی بحرین نیز در طول جنگ مواضع مشابهی اتخاذ کرده‌اند و با وجود اختلافاتشان، تعامل با تهران را ضروری می‌دانند.

در همین حال، عمان، کشوری که به طور سنتی بی‌طرف بوده و میزبان دورهای قبلی مذاکرات آمریکا و ایران بوده است، تماس کامل خود را با جمهوری اسلامی حفظ کرده است.

آیتیم گفت: «این تنوع در رویکردها تقریباً مطمئناً نقش خود را در تصمیم امارات برای خروج از اوپک تحت رهبری عربستان و اوپک‌پلاس در هفته گذشته ایفا کرده است، با این اشاره که این حرکت می‌تواند با اقدامات مشابۀ ابوظبی برای خروج از دیگر سازمان‌ها و چارچوب‌های منطقه‌ای که امروزه عضو آنهاست، دنبال شود.»

«این بازکشی خطوط، و خروج امارات از اوپک، قطعاً بر بازارهای انرژی تأثیر خواهد گذاشت – نه فوراً، بلکه زمانی که تنگه هرمز دوباره باز شود،» او گفت. «به عنوان سومین تولیدکنندۀ بزرگ اوپک، که حدود ۱۳ درصد از تولید این گروه را تأمین می‌کند، خروج امارات به طور طبیعی دست اوپک را در مدیریت بازارها تضعیف خواهد کرد.»

این حرکت همچنین می‌تواند، به گفته او، به عنوان یک مزیت غافلگیرکننده برای ترامپ عمل کند در حالی که او در حال مدیریت پیامدهای فزایندۀ مناقشه‌ای است که در غیر این صورت، تعهدات انتخاباتی او به صلح و قیمت‌های پایین‌تر انرژی را تضعیف می‌کند.

آیتیم گفت: «برعکس، این حرکت همچنین دست ایالات متحده را در زمینه مدیریت قیمت‌ها تقویت خواهد کرد، به این معنا که اکنون، به طور تئوری، شریکی در امارات دارد که می‌تواند بدون طی تشریفات یک نشست و تصمیم اوپک، به افزایش تولید و تقویت عرضه‌های جهانی کمک کند.» «این امر به ویژه برای رئیس‌جمهوری مثل دونالد ترامپ که در گذشته با این گروه برخوردهایی داشته، مرتبط است.»

مطلب قبلیدر درگیری با ایران، خطر وقوع یک فاجعه‌ی بزرگ‌تر برای ترامپ وجود دارد