نبرد فرانسوی‌ها برای رسیدن به آینده‌ای روشن تازه شروع شده است

خبرگزاری الجزیره در مطلبی تحلیلی درباره پیروزی بزرگ اتحاد احزاب چپ فرانسه در برابر حزب راست افراطی مارین لوپن که در دور اول انتخابات پارلمانی فرانسه به پیروزی رسیده بود؛ نوشته: چپ اگر چه پیروزی بزرگی در برابر پوپولیسم راست افراطی حزب «اجتماع ملی» به رهبری مارین لوپن به دست آورده؛ اما فراموش نباید کرد که این روزها هنوز وقت شادمانی و جشن گرفتن نیست و نبرد فرانسوی‌ها برای رسیدن به آینده‌ای روشن تازه شروع شده است.

به گزارش خبرگزاری الجزیره؛ پیروزی تاریخی اتحاد چپ- متشکل از سوسیالیست‌ها، سبزها، کمونیست‌ها و حزب «فرانسه تسلیم‌ناپذیر» ژان لوک ملانشون- که پیش از انتخابات اختلافات عمیقی با هم داشتند- آسان به دست نیامده است. در واقع اتحاد چپ‌ها تحت عنوان «جبهه مردمی جدید» از زمان شکل‌گیری با رگباری از جنجال‌ها- هم از سوی نخبگان میانه‌رو و هم از جانب راست افراطی مواجه شده و بسیاری آن را به عنوان خطری برای آینده جمهوریت معرفی کرده‌اند. فضای رسانه‌ای فرانسه نیز تحت تاثیر تئوری نعل اسب- که حکایت از این می‌کند که راست افراطی و چپ افراطی در قیاس با فاصله‌ای که با میانه‌روها دارند به یکدیگر نزدیک‌تر هستند، برخوردی عمیقاً خصمانه با این اتحاد داشت.

مارین لوپن و چهره مورد حمایتش جردن باردلا رهبر حزب راست افراطی «اجتماع ملی» هفته‌های منتهی به انتخابات را با این تلاش سپری کردند که بتوانند نام حزبشان را به عنوان «راست میانه» جدید در رسانه‌ها جا انداخته و در عوض «جبهه مردمی جدید» را به عنوان «افراط‌گرایان» واقعی معرفی کنند. این دو نفر در این مدت ائتلاف چپ و به ویژه ملانشون را به دلیل حمایت از فلسطین به یهودستیزی متهم کردند و حزب راست افراطی «اجتماع ملی» خودشان را هم- که توسط کسی تاسیس شده که محکوم به انکار هولوکاست است- به دلیل مواضعی که در راستای طرفداری از اسرائیل اتخاذ کرده، یک نیروی قدرتمند در جبهه علیه یهودستیزی معرفی کردند.

سفید شویی میراث نژادپرستانه حزب «اجتماع ملی» و زیر سوال بردن «جبهه مردمی جدید» تحت عنوان «یهودستیز» چنان وسیع و گسترده بود که توانست رسانه‌ها را تحت تاثیر قرار داده و روایت غالب آن‌ها را- پس از دور اول انتخابات- به این سمت هدایت کند که همه یک‌صدا ادعا کنند که «پیروزی چپ‌ها هم اگر بیشتر از راست‌های افراطی زیان‌بار نباشد، دست‌کم به همان اندازه آسیب‌رسان می‌تواند باشد».

از آن‌جا که امانوئل مکرون میانه‌رو در سال‌های اخیر با در پیش گرفتن انواع سیاست‌های اقتدارگرایانه راست‌گرایانه مرزهای میان میانه‌روی و راست‌گرایی را تا حدودی محو کرده بود، به نظر می‌رسید شرایط برای بازسازی وجهه حزب «اجتماع ملی» و معرفی این حزب به‌عنوان یک حزب جریان اصلی راست‌گرا و در نهایت هم تکمیل ماموریت کنترل پارلمان فرانسه توسط این حزب فراهم شده است.

با این حال، به‌رغم پیش‌بینی نظرسنجی‌های مختلف مبنی بر پیروزی واضح و قطعی حزب «اجتماع ملی»، رأی‌دهندگان فرانسوی یک بار دیگر پیشنهادها و سیاست‌های دست‌راستی لوپن را پس زده و دوباره به احزاب چپ اعتماد کردند.

این یعنی اتحاد «جبهه مردمی جدید» در جای اول قرار گرفت و ۱۸۲ کرسی پارلمان را به دست آورد. به دنبال این ائتلاف گروه نئولیبرال و میانه‌روی مکرون با ۱۶۳ کرسی دوم شد و «اجتماع ملی» لوپن و باردلا هم تنها توانستند ۱۴۳ کرسی را به دست آورند- که باعث شد راهی برای تشکیل دولت نداشته باشند.

شب انتخابات برای حامیان گریان حزب «اجتماع ملی» و بسیاری از خبرنگارانی که انتخابات را پوشش می دادند، شبی دراماتیک بود. شبی که در تمام طول آن به دنبال درک این واقعیت بودند که مردم فرانسه چرا چنین آرایی را به صندوق ریخته بودند- و چه چیزی باعث شده بود «اجتماع ملی» مسیر را اشتباه رفته باشد؟!

انتصاب باردلای ۲۶ ساله در سال ۲۰۲۲ به عنوان رئیس حزب «اجتماع ملی» به معنای آغاز دوره جدیدی برای این حزب بود. باردلا ویژگی‌های بسیاری داشت که می‌توانست برای راست‌های افراطی برانگیزاننده باشد: جوانی و مردانگی نمایشی و توی چشم‌زننده و پیشینه مهاجر بودن- همراه با موضع‌گیری‌های سخت علیه مهاجرت، شمایلی به او می‌بخشید که توسط مواضع معمولا همیشگی «ضد ووک» یا «آنتی ووک» و مخالفت‌های مداومش با اقلیت‌های جنسی و هم‌جنس‌بازی و مسایلی از این دست تقویت می‌شد. او ماهرانه در حال تبلیغ و پیشبرد یک برنامه راست افراطی بود، با حقوق سقط جنین مخالفت می‌کرد، اسلام‌هراسی را گسترش می‌داد، مهاجران را شیطانی جلوه می‌داد و در عین حال وانمود می‌کرد که یک فعال سیاسی جریان اصلی و میانه‌رو است. از همه مهم‌تر هم سعی داشت با حمایت بی قید و شرط از دولت راست افراطی اسرائیل و جنگ خونین آن در غزه، سابقه یهودی‌ستیزی و دیدگاه‌های نئونازیستی رایج بین پایگاه اصلی طرفداران حزب را پاک کند. در این میان تمایلات اقتدارگرایانه دولت میانه‌روی مکرون هم به یاری باردلا آمد و نفوذ سیاسی او را به سرعت افزایش داد. معاشقه ماکرون با سیاست‌های تندروی راست از قبیل ممنوعیت رسانه‌های اجتماعی در زمان اعتراضات هم به طور قابل توجهی به باردلا کمک کرد در تلاش‌هایش برای ارائه جنبش راست افراطی لوپن به عنوان نماینده جریان اصلی و نوعی پوپولیسم میهن‌پرستانه موفق شود.

در دور دوم انتخابات پارلمانی فرانسه اما همه‌چیز تغییر کرد. در حقیقت وقتی پیروزی «اجتماع ملی» و احتمال تشکیل دولت توسط این حزب به یک احتمال واقعی تبدیل شد، رای‌دهندگان به صراحت گفتند که خواهان یک دولت راست افراطی نیستند، حتی اگر این دولت راست افراطی به شدت تلاش کرده باشد خودش را به عنوان یک نیروی سیاسی عادی و معمولی میانه‌رو جا انداخته و با تمسک به این نوع سیاست‌ها فضای رسانه‌ای را هم در اختیار گرفته باشد. علاوه بر این، مردم فرانسه با حمایت از ائتلاف چپ، به وضوح و روشنی گفتند که به نظریه نعل اسبی پایبند نیستند و البته انتقاد از اسرائیل و جنگ مرگبار صهیونیست‌ها در غزه را هم مصداق یهودستیزی نمی‌دانند. این رویکرد که می‌تواند تعادل را به سیستم سیاسی فرانسه بازگرداند و علیه راست افراطی عمل کند و آینده‌ای چپ را پیش‌روی کشوری قرار دهد که باید فوراً از نئولیبرالیسم مکرون بهبود یابد، به نفع فرانسه- و حتی اروپا- می‌تواند باشد. البته به شرطی که مرکز مانع از تشکیل ائتلاف نیروهای چپ نشود و به ملانشون اجازه دهد فرانسه را به سمت بهبودی از اختلافات داخلی هدایت کند.

مطلب قبلی اشتیاق ترکیه و واکنش سرد سوریه
مطلب بعدی اسرائیل برای تشدید اوضاع با حزب‌الله تلاش می‌کند تا واشنگتن را درگیر جنگی همه جانبه با ایران کند